اسكندر بيگ تركمان

643

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

زبان بتهنيت فتح تبريز گشادند و ايالت آن خطهء دلگشا بذوالفقار خان شفقت شدهء مرند را بجمشيد سلطان دنبلى كه مدتى بود بپايهء سرير اعلى آمده ملازمت موكب همايون مينمود و در سفر بلخ و خراسان همراه بود عنايت فرموده الكاى خوى و سلماس را بغازى بيك و مراغه را بشيخ حيدر مرحمت فرمودند . چراغ سلطان كرامپاى استاجلو را با فوجى از جنود ظفر ورود بكنار آب ارس فرستادند كه جولاه را محافظت نموده از لشكر نخچوان و ايروان خبردار نموده سوانح حالات را بعرض ميرسانيده باشد و امير كونه بيك قاجار را كه هنوز رتبهء امارت نيافته محل اعتماد شاهانه بود با جمعى از مردم طوالش و سوكلن بجانب ارسبار فرستادند كه ايل و الوس و اويماقات آن حدود را جمع نموده در كنار آب ارس رحل اقامت انداخته هر كس از اويماقات قاجار و مردم تراكمات در قراباغ مانده‌اند بدينطرف دلالت نموده نزد خود آورده نگاه دارد و از كنار آب خبردار باشد كه مبادا از روميه كه در گنجه و شيروان‌اند دست درازى واقع شود على پاشا را با پسرش ببسطام آقا سپردند كه در منزل او مهمان باشد و حضرت اعلى جلادت و مردانگى او كه دليرى كرده با موكب همايون شاهى مقابله كرد پسنديده داشته بدينجهت او را منظور نظر التفات گردانيدند و جميع اموال و اسباب او را كه در قلعه بود به او ارزانى داشتند و مشار اليه بحسن اختلاط و كلمات رنگين و ظرايف و لطايف در مجلس خلد آئين راه يافته انيس بزم خاص گرديد . ذكر توجه موكب همايون بجانب نخچوان و ايروان و فتح قلاع آنجا بيمن عواطف ملك منان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بعد از تسخير قلعه و انتظام مهمات تبريز كمند همت بر كنگرهء تسخير كل ولايت موروثى آذربايجان انداخته لواى جهانگشا افراختند و عنان عزيمت خسروانه بصوب نخچوان و ايروان انعطاف دادند . در آن هنگام سيد محمد پاشاى مشهور بشريف پاشا بيگلربيگى نخچوان و ايروان بود و لشكر آنجا را با محالى كه تابع آنجا بود دوازده هزار نفر ميشمارند و همچنانچه مرقوم قلم گشت آن طايفه در حدود مرند از على پاشا جدا شده بنخچوان آمدند هنوز در جا و مقام خود قرار نگرفته بودند كه خبر قتل و كشش لشكر تبريز و گرفتارى على پاشا و بدست آمدن قلعه تبريز بديشان رسيده متحير و سراسيمه گشته چون زياده اعتمادى بر قلعه نخچوان نداشتند و قلعه ايروان در كمال متانت و استحكام بود شريف پاشا خود خاطر بر تحصن قلعه ايروان قرار داده يكى از آقايان را بامارت نخچوان نويد داده با يكصد و پنجاه نفر در قلعه نخچوان گذاشت و با عظماء و ساير لشكريان و زعما و ينكچريان بايروان رفته آن قلعه را استحكام تمام دادند و بنابر آنكه قلعهء مذكور گنجايش اقامت اقامت كل آن جماعت كه قريب بده هزار كس بودند نداشت لشكر نخچوان حصار ديگر در جانب قبلى قلعه عتيق جهة مسكن خود طرح كرده كل سپاهى و رعيت چخور سعد شب و روز كار كردند و در عرض بيست روز كه حضرت اعلى بمهمات تبريز و نظم و نسق امور ضرورى آنجا مشغول بود ايشان حصار مذكور را تمام نموده آذوقه و يراق قلعه‌دارى دو سه سال سرانجام دادند .